فيلمي كه بسياري را به خود مجذوب كرد


 Aşk-ı Memnu )یک سریال تلویزیونی دراماتیک-رومانتیک ترکیه‌ای است. این سریال بر پایه رمان عشق ممنوع اثر حالیت ضیاء اوشاکلی گیل ساخته شده‌است.هیات عالی رادیو و تلویزیون در ترکیه، این سریال را به خاطر یک صحنه حاوی رابطه جنسی جریمه کرد و وزیر امور زنان ترکیه وخانواده به خاطر داشتن صحنه‌های اروتیک، از این سریال انتقاد کرد این سریال به سفارش کانال دی ترکیه و توسط آی یاپیم در دو فصل برای این کانال تولید شد . این سریال، عشق ممنوعه دو نفر که در خانه ای در استامبول اقامت دارند را روایت میکند .وبنا بر آمار، قسمت پایانی سریال 70 درصد مردم ترکیه را پای تلوزیون میخکوب کرد . بيتر (ثمر ايراني)و پیکر، دو دختر یکی از تجار معروف هستند . بعد از مرگ پدرشان به دلیل بدهی های خانوادگی تقریبا تمام اموالشان را از دست میدهند. بعد از ازدواج پیکر، بهتر و مادرش ( فردوس ) در جستجوی راهی برای نجات خود از فقر هستند . درست در این وقت عدنان ( یکی از تجار معروف ) سعی میکند تا به این خانواده نزدیک شود . عدنان یکی از تجار ثروتمند است که همسرش را در اثر بیماری از دست داده و صاحب دو فرزند است . در ابتدا فردوس میپندارد که عدنان در جستجوی ازدواج با وی ( فردوس ) است . اما در صحنه ای عجیب عدنان در حضور مادر و دختر، از بهتر خواستگاری میکند . این کار خشم فردوس را در پی دارد . اما در نهایت فردوس که علاقه دخترش برای ازدواج با این مرد ثروتمند ولی پیر را میبیند، قبول میکند و مبلغ کلانی پول نیز از عدنان میگیرد . بهتر با عدنان ازدواج میکند و وارد خانه عدنان که منظره زیبایی به دریا دارد، میشود . اما این آغاز مشکلات برای عدنان و خانواده اش است . بهلول(مهند ايراني) که عدنان را عموی معنوی خود میداند نیز ساکن این خانه است !  داستان حول رابطه پنهانی بین بهتر و بهلول شکل میگیرد . در ادامه بهلول برای لاپوشانی این رابطه به نهال ( دختر عدنان ) ابراز علاقه میکند . عدنان که از تمایل دخترش برای ازدواج با بهلول آگاه است، موافقتش را اعلام میکند و تاریخ عروسی مشخص میشود . اما در قسمت پایانی راننده شخصی عدنان که شاهد رابطه پنهانی بهلول و بهتر بوده، همه چیز را برای عدنان بازگو میکند . با خبر دار شدن عدنان، بهتر که از مشکلات روحی شدیدی رنج میبرد خودکشی میکند و بهلول با حضور در سر قبر بيتر و به دور دستها میرود . عدنان و فرزندانش زندگی تازه ای را شروع میکنند . این سریال در خانه ای تاریخی مشرف به تنگه استانبول به تصویر کشیده شده است . این خانه متعلق به رحمی کوچ میلیونر معروف ترکیه ایست . آثار متن سریال توسط تویقار ایشیقلی آهنگساز معروف ترک تهیه شده است . وی کارنامه درخشانی در تولید موسیقی متن برای کارهای معروف تلوزیونی دارد .


بيوگرافي بهلول

که به نام مهند مشهور شده است با بازی در سریال عشق ممنوع شهرتی جهانی یافت . وی همچنین در سال ۲۰۰۲ عنوان بهترین مدل جهان را بدست آورد . او متولد روز ۲۷ اکتبر سال ۱۹۸۳ است و …. . او یک بسکتبالیست حرفه ای و ماهر است و هنگامی که به استانبول مهاجرت کرد به باشگاه Ülkerspor sports پیوست . در حال حاضر وی به بسکتبال به عنوان یک سرگرمی نگاه میکند و بیشتر به عنوان مدل و بازیگر سینما مشغول به کار است و شغل اصلی وی هنرپیشگی محسوب می شود . همسر وی نیز مانند خودش جز خوش اندام ترین افراد دنیا محسوب می شود به طوری که در سال ۲۰۰۲ او نیز توانست لقب زن سال را در دنیا از آن خود کند و این دو زوج در یک سال به موفقیتی عظیم در زندگیشان دست یافتند . نام همسر وی Azra Akin است . نکته جالب توجه اینجاست که وی در میان عرب زبانان بسیار محبوب است . اودر یک سریال ترکی به نام Gumus نقش آفرینی کرد که نامش در آن سریال Mehmet بود ولی در میان عرب زبانان به Mohannad مشهور شد . جالب اینجاست که دوبله های فارسی که از این سریال به زبان فارسی ساخته شده نیز نام وی را مهند می گویند در حالی نام او در فیلم بهلول است .    

میرزا تقی خان امیرکبیر


یکی دیگر از افرادی که بعد از عباس میرزا به اصلاحات زیادی جهت استواری مرکزی و محدود کردن نفوذ دستهای بیگانه به ویژه انگلستان در ایران زد، میرزا تقی خان امبیرکبیر بود.

نخستین اصلاحات امیر در ارتش بود وی به ایجاد کارخانه های اسلحه سازی در تهران و برخی ایالات مانند آذربایجان، فارس، خراسان و اصفهان پرداخت نظر امیر این بود که اسلحه و مهمات نظامی مورد نیاز لشکر هر یک از ایالات مهم در همانجا ساخته گردد. ریاست قورخانه ی پایتخت را به حاجی محمدحسین جبه داربانی سپرد که مهارت فنی داشت و اصل ابتکار بود.[1] که ماهانه یک هزار قبضه تفنگ می ساخت و به علاوه، چند قورخانه و کارگاه باروت سازی در امیرآباد و زمین مهران احداث نمود. در اصفهان نیز جبه دارخانه ای تحت نظارت محمدکاضم نامی تأسیس کرد که هر ماه سیصد قبضه تفنگ و فانسخه و سایر لوازم جنگ تحویل می داد. [2]

در تبریز، عباس میرزا سابقاً کارخانه هایی برای تفنگ سازی، توپ ریزی و باروت سازی ایجاد کرده بود که از مدتی قبل متروک شده و معطل مانده بود امیرکبیر آن ها را ترمیم کرد و بار دیگر بهره برداری از آن ها شروع شد. [3]

آهن مورد نیاز پاره ای کارخانه های اسلحه سازی از معادن نائیج مازندران و ماسوله گیلان استخراج می شد. [4]

برای بهره برداری از این معادن سعی و کوشش بیارند و سازمان مخصوصی برای این کار به وجود آمد و مأموران مخصوصی گمارده شد. [5]و ماده ی قطران را که د رتوپخانه مصرف داشت و تا آن زمان از روسیه وارد می گردید، در رحمت آباد گیلان ساختند. [6]

امیرکبیر در بابت ترویج صنایع در ایران معتقد بود که صنایع جدید اروپا را باید با احداث کارخانجات در خود ایران رواج داد و به عبارت دیگر احتیاجات مادی جدید را که از لوازم تمدن تازه اروپاست در داخل کشور بسازد. ضمناً تشویق صنایع ملی را جزء مواد اساسی برنامه اقتصادی خود قرار داده بود. (تاریخ اقتصادی خود قرار داده بود. [7]

نقشه ی امیر در بنای صنعت ملی شامل استخراج معدن، ایجاد کارخانه های مختلف، استخدام استادان فنی از انگلیس یا پروس، فرستادن صنعتکاران به روسیه، خرید کارخانه از فرنگ و حمایت از محصولات داخلی بود. [8]

امیر در سال 1267 هـ . ق فرمان آزادی به کار انداختن معادن را اعلام نمود، و اداره ی امور معادن را به میرزا جبار ناظم المهام سپرد. از اتباع ایران «هرکس از نوکر و رعیت و اشراف و اعیان» می توانست به استخراج معدنی که خود پیدا کند، بپردازد و تا پنج سال از مالیات دیوانی معاف بود. مأخذ معافیت پنج سالیه قانون کلی بود، و هر کسی مبتکر صنعت تازه ای می گردید تا پنج سال در انحصار خودش قرار می گرفت. [9]

بهره برداری ازمعادن آغاز شد؛ میرزا آقاسی خان معدن مس و آهن قراچه داغ را به راه انداخت و در وحله ی اول هشت خروار مس خالص تولید کرد. آهن ماسوله ی گیلان توسط استاد فتح الله بدست آمد. از معدن نائیج مازندران آهن استخراج گردید. ماده ی قطران که در توپخانه مصرف داشت از قفقاز می آوردند، در رحمت آباد گیلان خوب و زیاد از قدر کفایت ساختند. به تصدیق اهل فن آهن ماسوله و نائیج در نرمی و چکش گیری بر آهن حاچی ترفان امتیاز داشت. مقرر گردید بر میزان تولید آن بیفزاید تا «مستغنی از خریدن آهن از حاجی ترفان و غیره باشند» ترقی صنعت آهن و اسلحه سازی نتیجه پیشرفت بهره برداری از همان معادن بود. [10]

افزایش تولید معادن البته مستلزم آموختن اصول فنی جدید بود. از این رو برای مدرسه ی دارالفنون استاد معدن شناسی که در هر رشته از همه ی فلزات داشته باشد از اتریش استخدام کرد. و نیز درصدد برآمد دو نفر «معدنچی که در معادن کار بکنند» از اروپا بیاورد. ضمن نامه ی 12 رمضان 1267 هـ . ق به جان داود تأکید نمود: «در باب استاد معدنچی اهتمام نماید که از جمیع فلزات خاصه طلا و نفره سر رشته داشته باشد» به علاوه ریثارخان می نویسد: «دو ماه در تهران نبودم، امیر مرا به کردستان فرستاده بود که در موضوع معادن آنجا تحقیقات کنم. [11]

اقتصاد ناسالم ایران، خاصه باز بودن دروازه های کشور به روی هر بنجل فرنگی، موجب خارج شدن طلای ایران گردیده بود و برای خریدن هر متاع اروپایی فقط طلا می بایستی داد. امیر صدور طلای ایران را ممنوع کرد ولی به طور قاچاق ار راه ترکیه و هند صادر می گردید. شیل می نویسد: «با وجود منع دولت، صدور طلا به هند و ترکیه ادامه دارد، کاهش میزان سکه های طلا و نقره محسوس است و حتی کمیاب گشته، و نمی دانم از چه ذخیره ای دولت می تواند جای آن را پر کند.» پس چاره کار را در تأسیس صنایع نوین ملی دید و در محدود کردن واردات ایران [12]همچنین از جمله ارمغانهائی که لوئی ناپلئون به مناسبت جلوس ناصرالدین شاه به پادشاه می فرستاد، سه کوره ی ذوب فلزات بود از این قرار: کوره برای گداختن سرب که از معدن آورند. امیر این کوره ها را به صنعتگران سپرد تا به کار اندازند.[13]

ضمناً طبق فرمانی که امیرکبیر صادر کرد، سپردن امتیاز استخراج معادن به دست خارجی ها اکیداً ممنوع گردید. روی همین اصل امیر امتیار معادن مس و آهن قراچه داغ را که سابقاً به یک نفر انکلیسی به نام سرهانری لیندسی واگذار شده و او نیمه کاره گذاشته و از ایران رفته بود، از او سلب کرد و استخراج آن را به خود ایرانی ها سپرد.[14]

به این ترتیب در دوره ی صدارت امیرکبیر، استفاده از فلزات برای ساختن اسلحه و دیگر وسایل در سر لوحه ی کار قرار گرفت و هنچنین در زمینه ی استخراج فلز از معادن پیشرفت قابل توجهی انجام شد ولی حیف که این اصلاحات «دولت مستعجل بود»